دومین ماه از فرود تو به زمین
با اولین مراجعه به پزشک مخصوصت متوجه شدیم شما رفلاکس،کولیک و الرژی شدید داری و کلی دارو برات تجویز شد

..
واکسن دو ماهگیتو نزدیم
چون خیلی ضعیف شده بودی
می دونی چرا؟
چون پروژه سنگین "سنت" را به جا آوردیم
بردیمت بیمارستان الغدیر پیش یک جراح مجرب
تا از بغل مادر بزرگ گرفتنت که ببرنت اتاق عمل بیمارستانو گذاشتی رو سرت
مثل اینکه فهمیده بودی میخواستند چه بلایی سرت بیارند.
من هم ازهمون جا دیگه طاقت نیاوردم و اشکام سرازیر شد و بابا بردم توی محوطه بیمارستان
از اون روز بود که ما گریه های تو رو دیدیم پسر خوش اخلاق
گریه هایی که جیگر همه مونو کباب می کرد
و از اون روز به قول خودمون گریه اوو شدی
و چند تا داروی دیگه به سبد داروهات اضافه شد

اینم بگم که با تمام درد هاش واقعا کار بهداشتیانه ای بود
خوشمان امد
وهدیه های زیادی هم به مناسبت مسلمون شدنت گرتی که بیشترش نقدی بود
اینها از طرف مامان مامان و داداش بابا



..
در کنار گریه اوو شدن کلی هم برامون میخندی فدااااااااااااااااااااااات شم
خنده هایی که دل همه مونو حسابی می بره

..
گل من
توجهت به اطرافت خیلی بیشتر شده
طوری که عروسک های بالای تخت حسابی نظرتو جلب کردن و کلی بهشون می خندی

....
...
..
.
و اما
خیلی دوست دارم
می بوسمت با تمام وجودم
امیر علی من


دومین ماه از فرود تو به زمین
